قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۸ - در مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طابالله ثراه گوید
دلکی هست مرا شیفته و هرجایی عملش عشق پرستی هنرش شیدایی پیشه اش روز به دنبال نکویان رفتن شب چه پنهان ز تو تا صبح قدح پیمایی چه گویم دلکا موعظه من بپذیر ترک کن خیرگی و خودسری و خودرا...

