بخش ۶۲ - پیدا کردن افسون مال
بدان که مثل مال همچون مار است که اندر وی زهر و تریاک است چنان که گفتیم و هرکه افسون مار نداند و دست به وی برد هلاک شود و بدان سبب است که روا نیست که کسی گوید اندر صحابه کسانی بودند...

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجتالاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظامالملک به مدت چهار سال به سمت استادی در نظامیهٔ بغداد منصوب شد. مدتی بعد، غزالی به دلیل بیماری جسمی و تردیدهای عمیقی که ناشی از مطالعات شخصی او در فلسفهٔ اسلامی بود، تصمیم گرفت تدریس را رها کرده و منصب خود را به برادرش احمد بسپارد. وی پس از قتل خواجه نظامالملک بغداد را ترک کرد، به حج رفت، مدتی پس از آن در دمشق به تدریس پرداخت. سپس از سوریه به اورشلیم رفت و در سال ۴۸۹ هجری قمری مقبرهٔ ابراهیم را در الخلیل زیارت کرد و چنانکه در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده، آنجا عهد کرد که دیگر هرگز از حکومت صله نگیرد، به خدمت حاکمی درنیاید و با دیگر متکلمان وارد مجادله نشود. نهایتاً پس از سفرهایی به اسکندریه، سوریه و بغداد به زادگاهش توس بازگشت. غزالی در این دوران تبعید فکری از تدریس، در عزلت و فقر میزیست و مشغول ریاضت و تصوف بود و اغلب آثار مشهور خود از جمله احیاء علومالدین را در این دوره نوشت. غزالی در این کتاب معنویت صوفیانه را نقطهٔ اتکای مذاهب اسلامی میداند. در سال ۴۹۹ هجری قمری فخرالملک پسر خواجه نظامالملک که به وزارت سلطان سنجر در خراسان رسیده بود، از غزالی دعوت کرد که برای تدریس به نظامیه نیشابور بازگردد. غزالی عهدی را که بر سر مقبرهٔ ابراهیم بسته بود شکست و دعوت را قبول کرد و تا مدت کوتاهی پیش از مرگش به تدریس در نیشابور مشغول شد. غزالی ماههای آخر زندگانی خود را در خانقاهی که در توس برای مریدانش برپا کرده بود گذراند و در جمادیالثانی سال ۵۰۵ قمری، در ۵۵ سالگی، در همین خانقاه درگذشت. مدفن او در سال ۱۳۷۴ شمسی در پی کاوش باستانشناسی در حدود ۸۰۰ متری مدفن فردوسی در بیرون حصار قدیمی پیدا شد. بر اساس مقالهٔ دکتر محمد افشین وفایی در مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی و به نقل از دستنویس فضائل الانام خیام دو رباعی در مرثیهٔ غزالی سروده است. متن این دستنویس در این مورد به این شرح است: «وفات حجة الاسلام، قدّس الله روحه، روز دوشنبه چهاردهم جمادی الآخر سنۀ خمس و خمسمائه (۵۰۵ ق) به شهر طوس بود. و عمر خیّام در مرثیت وی گفته است: از گردش تو، ای فلکِ گردا گرد آن کیست که نیست در جهان بیغم و درد از شخصِ یکی مرد بر آوردی گرد کهش مثل به روزگار نتوانی کرد هم او راست: یک تن خبرِ مرگِ تو ننیوشیده است کو را نه ز دیده خون برونْ جوشیده است تاری است به چشمِ خلق، گیتی ز غمت گوییکه بهسوگِ تو سیَه پوشیده است.»
بدان که مثل مال همچون مار است که اندر وی زهر و تریاک است چنان که گفتیم و هرکه افسون مار نداند و دست به وی برد هلاک شود و بدان سبب است که روا نیست که کسی گوید اندر صحابه کسانی بودند...
چون خواهد که عمره آرد غسل کند و جامه احرام درپوشد چنان که حج را و بیرون شود از مکه تا به میقات عمره و آن جعرانه است و تنعیم و حدیبیه و نیت عمره کند و بگوید لبیک بعمره و به مسجد عای...
بدان که بیشتر خلق که هلاک شده اند اندر جاه و حشمت و نام نیکو و ثنای خلق شده اند و بدین سبب اندر منافست و عداوت و معصیتها بسیار افتاده اند و چون شهوت غالب شده راه دین بریده شد و دل ...
بدان که سفر پنج قسم است سفر اول در طلب علم است و این سفر فریضه بود چون تعلم علم و فریضه بود و سنت بود چون تعلم سنت بود و سفر برای طلب علم بر سه وجه بود وجه اول آن که علم شرح بیاموز...
چون عزم بازگشتن کند پیشین رحل دربندد و به آخر همه کارها خانه را طواف کند و طواف وداع هفت بار بود و دو رکعت نماز کند پس از آن چنان که در صفت طواف گفته شد و در این طواف اضطباع و رفتن...
بدان که مرد سلیم دل چون بشنود که در هر مباحی نیتی ممکن است باشد که به دل یا به زبان گوید که نیت کردم که نکاح کنم برای خدای یا نان خورم برای خدای یا درس کنم یا مجلس برای خدای و پندا...
آداب مسافر در ظاهر از اول تا آخر و آن هشت است ادب اول آن که نخست مظالم باز دهد و ودیعتها باز دهد و هرکه را نفقه بر وی واجب بود نفقه دهد و زادی حلال به دست آرد و آن قدر برگیرد که با...
آنگاه قصد مدینه کند که رسولص فرمود هرکه پس از وفات من مرا زیارت کند همچنان بود که در حال حیات و گفت هرکه قصد مدینه کند و غرض وی جز زیارت نبود حقی ورا ثابت شود نزد خدای تعالی که مرا...
چون بدانستی که معنی نیت باعث است بر عمل بدان که کس بود که باعث وی بر طاقت بیم دوزخ است و کس بود که باعث وی نعمت بهشت است و هرکه کاری برای بهشت کند بنده شکم و فرج است خود را می کشد ...
بدان که چنان که معنی توانگری آن باشد که اعیان مال ملک وی باشد و اندر تصرف و قدرت وی بود معنی احتشام و خداوندی جاه آن بود که دلهای مردمان ملک وی بود یعنی مسخر وی باشد و تصرف وی اندر...
بدان که این چه یاد کردیم صورت اعمال حج بود و در هر یکی از این اعمال سری است و مقصود از وی عبرتی است و تذکیری و با یادآوردن کاری است از کارهای آخرت و اصل حقیقت وی آن است که آدمی را ...
بر وی واجب بود که علم رخصت سفر بیاموزد که اگر چه عزم دارد که کار به رخصت نکند باشد که به ضرورت بدان محتاج بود و علم قبله و وقت نماز بباید آموخت و سفر را در طهارت دو رخصت است یکی مس...
اما فضیلت اخلاص بدان که خدای تعالی گفت و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین و گفت الاالله الدین الخالص گفت خلق را نفرموده اند الا عبادت به اخلاص و دین خالص خدای راست و بس و ...
اگز کسی گوید که چون طلب کمال ربوبیت طبع آدمی است و آن جز به علم و قدرت نیست و طلب علم محمود است که آن طلب کمال است باید که طلب جاه و مال نیز محمود باشد که آن نیز طلب قدرت است و قدر...
و حکم سماع در دو باب یاد کنیم ان شاء الله تعالی باب اول در اباحت سماع و بیان آنچه از وی حلال است و آنچه حرام باب دوم در آثار سماع و آداب آن
بدان که چون نیت بشناختی که باعث بر عمل وی است و متقاضی وی است آن متقاضی اگر یکی بود آن را خالص گویند و چون دو باشد آمیخته باشد و خالص نبود مثلا هرکه روزه دارد برای خدای تعالی ولکن ...
اما عبرتهای حج آن است که این سفر از وجهی بر مثال سفر آخرت نهاده اند که در این سفر مقصد خانه است و در آن سفر خداوند خانه پس از مقدمات و احوال این سفر باید که احوال آن سفر یاد می کند...
بدان که جاه چون مال است و چنان که مال همه مذموم نیست بلکه قدر کفایت از آن زاد آخرت است و بسیاری از آن چون دل مستغرق شود قاطع راه آخرت است جاه نیز همچنین است که آدمی را چاره نیست از...
بدان که قرآن خواندن فاضل ترین عبادات است خاصه که در نماز بود بر پای ایستاده رسول ص گفت فاضل ترین عبادت امت من قرآن خواندن است و گفت هرکه وی را نعمت قرآن خواندن دادند و پندارد که هی...
بدان که ایزد تعالی را سری است در دل آدمی که آن در وی همچنان پوشیده است که آتش در آهن و چنان که به زخم سنگ بر آهن آن سر آتش آشکارا گردد و به صحرا افتد همچنین سماع آواز خوش و موزون آ...
بدان که گفته اند زیرکان که دو رکعت نماز از عالمی فاضلتر از عبادت یک ساله جاهل برای آن که جاهل آفات عمل نداند و آمیختگی وی به اغراض نداند و همه را خالص پندارد که غش در عبادت هم چون ...
بدان که دوستی جاه چون بر دل غالب شد بیماری دل باشد و به علاج حاجت افتد چه آن لابد به ریا و نفاق و دروغ و تلبیس و عدوات و حسد و منافست و معاصی کشد همچون دوستی مال بلکه این بهتر که ا...
بدان که هرکه قرآن آموخت درجه وی بزرگ است باید که حرکت قرآن نگاه دارد و خود را از کارهای ناشایست صیانت کند و در همه احوال خویش به ادب باشد و اگر نه بیم آن بود که قرآن خصم وی باشد و ...
بدان که آنجا که سماع مباح گفتیم به پنج سبب حرام شود باید که از آن حذر کند سبب اول آن که از زنی شنود یا از کودکی که در محل شهوت بود که این حرام بوداگر چه کسی را که دل به کار حق مستغ...