شمارهٔ ۲
چون قلم بست او میان در هجو تو لیکن دهانش چون دوات از گفته های خویشتن پر لوش باد

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دینی واقف بود و در دربار سلطان محمود غزنوی منزلتی والا داشت. وی ظاهراً مبتکر مسمط است. دیوان او مکرر به طبع رسیده و قریب به سه هزار بیت دارد. وفات او به سال ۴۳۲ هجری قمری اتفاق افتاده است و گویا در جوانی وفات یافته است.
جز به چشم عظمت هر که درو در نگرد مژه در دیده او خار مغیلان گردد گر نسیم کرمش بر در دوزخ به جهد هاویه خوبتر از روضه رضوان گردد هنرش هست فراوان گهرش هست نکو چون شجر نیک بود میوه فراو...