بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده
خدایا جهان پادشایی تو راست ز ما خدمت آید خدایی تو راست پناه بلندی و پستی تویی همه نیستند آنچه هستی تویی همه آفریده ست بالا و پست تویی آفریننده هر چه هست تویی برترین دانش آموز پاک ز
۶۳ شعر از نظامی گنجوی
خدایا جهان پادشایی تو راست ز ما خدمت آید خدایی تو راست پناه بلندی و پستی تویی همه نیستند آنچه هستی تویی همه آفریده ست بالا و پست تویی آفریننده هر چه هست تویی برترین دانش آموز پاک ز
بیا ساقی آن راحت انگیز روح بده تا صبوحی کنم در صبوح صبوحی که بر آب کوثر کنم حلال ست اگر تا به محشر کنم جهان در بد و نیک پروردن است بسی نیک و بد هاش در گردن است شب و روز از این پرده
بیا ساقی از خنب دهقان پیر میی در قدح ریز چون شهد و شیر نه آن می که آمد به مذهب حرام میی که اصل مذهب بدو شد تمام بیا باغبان خرمی ساز کن گل آمد در باغ را باز کن نظامی به باغ آمد از ش
بیا ساقی آن آب حیوان گوار به دولت سرای سکندر سپار که تا دولتش بوسه بر سر دهد به میراث خوار سکندر دهد گزارنده نامه خسروی چنین داد نظم سخن را نوی که از جمله ی تاجداران روم جوان دولتی