کاربر ناهید
۲ شهریور ۱۴۰۴
جااالب بود
قسمت: قسمت ۲

فرحناز طاهری(نویسنده)
آنقدر ساده و شیرین عقل بنظر میآمد و لباس هایش ژولیده بود که کسی تمایل به حرف زدن با او نداشت. نگاه سنگین آدمها به رویش بخوبی نمایان بود؛ اما کسی نمیدانست چه خورشید درخشانی درونش میتابد تا اینکه...
ادامه با اشتراک ناهید
۱ قسمتِ باقیمانده، بدون محدودیت و بیآگهی. با اشتراک ناهید همهٔ کتابخانه باز میشود.

داستان
نویسنده: فرحناز طاهری
آنقدر ساده و شیرین عقل بنظر میآمد و لباس هایش ژولیده بود که کسی تمایل به حرف زدن با او نداشت. نگاه سنگین آدمها به رویش بخوبی نمایان بود؛ اما کسی نمیدانست چه خورشید درخشانی درونش میتابد تا اینکه...
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.