ناهید
بیا در آغوشم
داستان

بیا در آغوشم

سراب ) فاطمه یا راحمدی(نویسنده)

۰قسمت۰بازدید۰پسند

سیما با اضصراب و دلهره در حیاط خانه قدم میزد و چشم به راه مجید برادرش بود تمام ترس و ،واهمه اش این بود ک حرفهای مرد ناشناس درست باشد و آغوش مجید را برای همیشه از دست بدهد فکرش هم ترسناک بود،

عاشقانهقدیمی
اشتراک ناهید

قسمت‌ها

هنوز قسمتی منتشر نشده. به‌زودی این‌جا پر می‌شود.

دیدگاه‌ها

برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش.

دیگر آثارِ سراب ) فاطمه یا راحمدی

دیدن نمایهٔ نویسنده