کاربر ناهید
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
داستان هم کم بود هم بی سروته
قسمت: قسمت ۳

سراب ) فاطمه یا راحمدی(نویسنده)
تمام و جودش پر از ترس شده بود ترس نبودن ،،رفتن ،زنی که وابسته نمیشد به ناگااه در بی پناهی تمام وارد پناه گاه آغوش امن مردی شده بود ،،،ک روزگاری تمام امنیت را از او ربوده بود ❤️❤️
ادامه با اشتراک ناهید
۲ قسمتِ باقیمانده، بدون محدودیت و بیآگهی. با اشتراک ناهید همهٔ کتابخانه باز میشود.

داستان
نویسنده: سراب ) فاطمه یا راحمدی
تمام و جودش پر از ترس شده بود ترس نبودن ،،رفتن ،زنی که وابسته نمیشد به ناگااه در بی پناهی تمام وارد پناه گاه آغوش امن مردی شده بود ،،،ک روزگاری تمام امنیت را از او ربوده بود ❤️❤️
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.