معمیات
با آنکه ترا سر مسلمانی نیست
یاد بود و کنون نیست همان محبوبی
با من آن ترک کمانابرو گفتپیش چشمش به زبان ترکی
این زمان در عزیز فی الحالتا زمان دگر چه باشد حال
عقل را میانه برباییبر سر سنبل ار نهی بندی
عیدی دیدم سر علم افتادفیالحال به جایش سر سنج بستم
نام او نانوشته بر خواندمچون نهادم سر قلم بر نام