شمارهٔ ۱۱۱
اندازهٔ متن
یار آمد و، جان برایگان میدهمش
جان در قدم سرو روان میدهمش
او میگرید بر من و، من میگویم:
دل میدهدم کنون که جان میدهمش!
۲ بیت
یار آمد و، جان برایگان میدهمش
جان در قدم سرو روان میدهمش
او میگرید بر من و، من میگویم:
دل میدهدم کنون که جان میدهمش!
فردا چو بنامه ی سیاهم بینیوز شرم گناه عذر خواهم بینی