شمارهٔ ۱۶۷
اندازهٔ متن
آن شوخ کزو دور شبی خفتم،نه
روزی ز جفای او برآشفتم، نه
ز آن چشم، که اول نگهش کشت مرا
گفتا: نگرم بدیگری؟ -گفتم: نه!
۲ بیت
آن شوخ کزو دور شبی خفتم،نه
روزی ز جفای او برآشفتم، نه
ز آن چشم، که اول نگهش کشت مرا
گفتا: نگرم بدیگری؟ -گفتم: نه!
فردا چو بنامه ی سیاهم بینیوز شرم گناه عذر خواهم بینی