ناهید
خواجوی کرمانی

آه کز آهم مه و پروین بسوخت

شمارهٔ ۶۱

دیوان اشعار، صنایع الکمال، سفریات، غزلیات

اندازهٔ متن۲

آه کز آهم مه و پروین بسوخت

اختر بخت من مسکین بسوخت

آتش مهرم چو در دل شعله زد

بر فلک بهرام را زوبین بسوخت

سوختم در آتش هجران او

پشّه را بین کز غم شاهین بسوخت

ای بسا خسرو که او فرهادوار

در هوای شکّر شیرین بسوخت

شمع را بنگر که با سیلاب اشک

هر شبم تا روز بر بالین بسوخت

چند سوزی ای که می‌سازی کباب

بس کن آخر کاین دل خونین بسوخت

کام جان از قبلهٔ زردشت خواه

گر دلت چون آذر برزین بسوخت

چون تو در بستان برافکندی نقاب

لاله را دل بر گل و نسرین بسوخت

همچو خواجو کس نمی‌بینم که او

در فراق روی کس چندین بسوخت

۹ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها