خواجوی کرمانیبدری که سایه بر سرش افکنده است شبشمارهٔ ۳۱دیوان اشعار، صنایع الکمال، سفریات، معمّیاتاندازهٔ متن۲بدری که سایه بر سرش افکنده است شبچشم و زبان و قامت و زلفش بود لقب۱ بیتمنبع: ویکیدرجذخیره در کتابخانهاشتراکگذاری شعرشعر قبلی · شمارهٔ ۳۰آنک مرغ جان مشتاقان اسیر دارم اوستشعر بعدی · شمارهٔ ۳۲یاری که نام او نتوان گفت پیش کس