شمارهٔ ۱۰۶ - به شاهد لغت بافکار، به معنی جولاه
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
اندازهٔ متن
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری
۱ بیت
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری