شمارهٔ ۱۰۸ - به شاهد لغت بشکوه، به معنی صاحب حشمت و هیبت
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
اندازهٔ متن
ز بس بود بشکوه و بافرهی
جهان دید او را خواری شهی
۱ بیت
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
ز بس بود بشکوه و بافرهی
جهان دید او را خواری شهی