شمارهٔ ۶۱
اندازهٔ متن
دی مرکب حکمت آنکه بر گردون تاخت
بنشست و برای بنده معجونی ساخت
گفتی که مگر به هیمه هجرش پخت
کآتش ز حرارت به درونم انداخت
۲ بیت
دی مرکب حکمت آنکه بر گردون تاخت
بنشست و برای بنده معجونی ساخت
گفتی که مگر به هیمه هجرش پخت
کآتش ز حرارت به درونم انداخت
عمری بگذشت از آنکه در خواب، شبیاز بادهٔ جامِ وصلِ حورینسبی