شمارهٔ ۱۷۷
اندازهٔ متن
افتاد دلم درتک و پوئی دیگر
زد دست به زلف خوبروئی دیگر
خود کامه دلم به موئی آویخته بود
آویخت دگر باره به موئی دیگر
۲ بیت
افتاد دلم درتک و پوئی دیگر
زد دست به زلف خوبروئی دیگر
خود کامه دلم به موئی آویخته بود
آویخت دگر باره به موئی دیگر
عمری بگذشت از آنکه در خواب، شبیاز بادهٔ جامِ وصلِ حورینسبی