شمارهٔ ۱۷۹
اندازهٔ متن
ای درد تو جان عاشقان را افسر
دست غم تو فراز چراغ اخضر
دی بر سر کوی تو وجود آوردیم
امروز نمانده جز کفی حاستر
۲ بیت
ای درد تو جان عاشقان را افسر
دست غم تو فراز چراغ اخضر
دی بر سر کوی تو وجود آوردیم
امروز نمانده جز کفی حاستر
عمری بگذشت از آنکه در خواب، شبیاز بادهٔ جامِ وصلِ حورینسبی