شمارهٔ ۳۲۳
اندازهٔ متن
من کیستم ای شوخ دل از کف شده ای
آتش به دکان هستی خود زده ای
با غیر تو خوش نشین کز آشوب غمت
خون شد دل ما و سینه آتشکده ای
۲ بیت
من کیستم ای شوخ دل از کف شده ای
آتش به دکان هستی خود زده ای
با غیر تو خوش نشین کز آشوب غمت
خون شد دل ما و سینه آتشکده ای
عمری بگذشت از آنکه در خواب، شبیاز بادهٔ جامِ وصلِ حورینسبی