رباعی شمارهٔ ۱۱۹
اندازهٔ متن
هر شب به سر کوی تو آیم به فغان
باشد که کنی درد دلم را درمان
گر بر در تو بار نیابم، باری
از پیش سگان کوی خویشم، بمران
۲ بیت
هر شب به سر کوی تو آیم به فغان
باشد که کنی درد دلم را درمان
گر بر در تو بار نیابم، باری
از پیش سگان کوی خویشم، بمران
ای کرده غمت با دل من روی به رویزلف تو کند حال دلم موی به موی