شمارهٔ ۱۸ - مطلع یک غزل
اندازهٔ متن
فرستد مژدهٔ وصلی چو خو کردم به هجرانش
که بر جانم نهد دردی بتر از درد رحمانش
۱ بیت
فرستد مژدهٔ وصلی چو خو کردم به هجرانش
که بر جانم نهد دردی بتر از درد رحمانش
یکی شد تا به کویت بانگ زاغ و نغمهٔ بلبلگلستان سر کوی تو با زاغ و زغن مانده