رباعی شماره ۵۷
اندازهٔ متن
فریاد که سبحه در کفم شد زنار
افسوس که یار عاقبت شد اغیار
گفتم که بهیچ کار هرگز نایم
چیزی نبودکه او نباشد در کار
۲ بیت
فریاد که سبحه در کفم شد زنار
افسوس که یار عاقبت شد اغیار
گفتم که بهیچ کار هرگز نایم
چیزی نبودکه او نباشد در کار
تا در غم نوشیدنی و خوردنیایهرگز مبر این گمٰان که جان بردنیای