رباعی شمارهٔ ۲۰۷
اندازهٔ متن
تا تیغ به عشق از نیام آخته ام
پا و سر و دست عقل انداخته ام
بی زحمت آب و گل من این معنی را
بشناخته ام چنان که بشناخته ام
۲ بیت
تا تیغ به عشق از نیام آخته ام
پا و سر و دست عقل انداخته ام
بی زحمت آب و گل من این معنی را
بشناخته ام چنان که بشناخته ام
در کتم عدم وجود جویی هی هیبا ما سخنی ز ذات گویی هی هی