مفردات
خوش لب ماست یک زمان بنشین
وز لب من گل دو سر بر چین
یا رب که تو را چنین دلی حاصل باددایم به مقام جمع خود واصل باد
همه عالم تن است و او جان استجام گیتی نمای سلطان است
همه عالم به نور او روشننظری کن به نور دیدهٔ من
همه حق است و خلق اینجا نیستخلق ما جو که خلق با ما نیست
همه تسبیح حضرتش گویندهمه ناطق به رحمت اویند