رباعی شمارۀ ۲۵
اندازهٔ متن
چون با دل تو نیست وفا در یک پوست
در چشم تو یکرنگ بود دشمن و دوست
بس بس که شکایت تو ناکرده بهست
رو رو که حکایت تو ناگفته نکوست
۲ بیت
چون با دل تو نیست وفا در یک پوست
در چشم تو یکرنگ بود دشمن و دوست
بس بس که شکایت تو ناکرده بهست
رو رو که حکایت تو ناگفته نکوست
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی