رباعی شمارۀ ۳۱
اندازهٔ متن
امشب شب هجران و وداع و دوریست
فردا دل را بدین سبب رنجوریست
ای دل تو همی سوز تو را فرمانست
وای دیده تو خونگری تو را دستوریست
۲ بیت
امشب شب هجران و وداع و دوریست
فردا دل را بدین سبب رنجوریست
ای دل تو همی سوز تو را فرمانست
وای دیده تو خونگری تو را دستوریست
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی