رباعی شمارۀ ۴۷
اندازهٔ متن
ای باد که جان فدای پیغام تو باد
گر برگذری به کوی آن حورنژاد
گو در سر راه، مَهْسَتی را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین میداد
۲ بیت
ای باد که جان فدای پیغام تو باد
گر برگذری به کوی آن حورنژاد
گو در سر راه، مَهْسَتی را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین میداد
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی