رباعی شمارۀ ۷۹
اندازهٔ متن
آن، کآتش مهر در دل ما افکند
در آب، نظر بر رخ زیبا افکند
بند سر زلف خویش آشفته بدید
پنداشت که کار ماست در پا افکند
۲ بیت
آن، کآتش مهر در دل ما افکند
در آب، نظر بر رخ زیبا افکند
بند سر زلف خویش آشفته بدید
پنداشت که کار ماست در پا افکند
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی