رباعی شمارۀ ۱۰۸
اندازهٔ متن
من تازهگلی که او نباشد خارش
یا بلبل خوشگو که بود غمخوارش
بازی که سر دست شهان جاش بود
در دام تو افتاد نکو میدارش
۲ بیت
من تازهگلی که او نباشد خارش
یا بلبل خوشگو که بود غمخوارش
بازی که سر دست شهان جاش بود
در دام تو افتاد نکو میدارش
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی