رباعی شمارۀ ۱۰۹
اندازهٔ متن
آن دیده که دیدن تو بودی کارش
از گریه تباه میشود مگذارش
وآن دل که به تو بود همه بازارش
در حلقهٔ زلف توست نیکو دارش
۲ بیت
آن دیده که دیدن تو بودی کارش
از گریه تباه میشود مگذارش
وآن دل که به تو بود همه بازارش
در حلقهٔ زلف توست نیکو دارش
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی