رباعی شمارۀ ۱۱۰
اندازهٔ متن
در ره چو بداشتم به سوگندانش
از شرم عرق کرد رخ خندانش
پس بر رخ زرد من بخندید به لطف
عکس رخ من فتاد بر دندانش
۲ بیت
در ره چو بداشتم به سوگندانش
از شرم عرق کرد رخ خندانش
پس بر رخ زرد من بخندید به لطف
عکس رخ من فتاد بر دندانش
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی