رباعی شمارۀ ۱۳۴
اندازهٔ متن
نه مرد سجادهایم و نه مرد گلیم
ما مرد میایم در خرابات مقیم
قاضی نخورد می که از آن دارد بیم
دُردی خرابات به از مال یتیم
۲ بیت
نه مرد سجادهایم و نه مرد گلیم
ما مرد میایم در خرابات مقیم
قاضی نخورد می که از آن دارد بیم
دُردی خرابات به از مال یتیم
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی