رباعی شمارۀ ۱۴۱
اندازهٔ متن
دی خوش پسری بدیدم اندر زوزن
گو لاف زنی ز خوبرویان زو زن
او بر دل من رحم نکرد و زن کرد
خود داد منش، همی ستاند زو زن
۲ بیت
دی خوش پسری بدیدم اندر زوزن
گو لاف زنی ز خوبرویان زو زن
او بر دل من رحم نکرد و زن کرد
خود داد منش، همی ستاند زو زن
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی