رباعی شمارۀ ۱۷۸
اندازهٔ متن
گر من به مَثَل هزار جان داشتمی
در پیش تو جمله بر میان داشتمی
گفتی دل هجر هیچ داری گفتم
گر داشتمی دل، دل آن داشتمی
۲ بیت
گر من به مَثَل هزار جان داشتمی
در پیش تو جمله بر میان داشتمی
گفتی دل هجر هیچ داری گفتم
گر داشتمی دل، دل آن داشتمی
هر گه که به زلف، عنبرِ تر ساییبیم است کزو تازه شود ترسایی