دفتر شعر
۷۹ شعر در این دفتر
تو که از پای تا سر دلپسندیبه راز لعل لبها نوشخندی
اگر امشب کند اقبال یاریبدست آرم من آن ماه حصاری
دو شهلا نرگس خمار داریهزاران همچو من بیمار داری
به عارض سنبل تر می گذاریعجب عودی به مجمر می گذاری
چو بلبل زار و رنجورم نمودیز وصل گلستان دورم نمودی
تو تا زلف سیه مرغوله بستیبهای مشک ماچین را شکستی
سفر در پیش، فکر یار درپیخدایا این سفر کی می کنم طی؟