دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
کز غبارش چشم جان گشتست نورانی مرا
شمارهٔ ۲
هر چه باشد آرزوی دل بچنگ آید مرا
شمارهٔ ۳
مرد عاقل جهان پر فن را
شمارهٔ ۴
باید کزان فرح نفزاید دل ترا
شمارهٔ ۵
گر کنی آگه ز حالم خواجه نصرالله را
شمارهٔ ۶
تا بدیشان بمالم اعد را
شمارهٔ ۷
کند عرضه بر شاه فرمانروا
شمارهٔ ۸
مر این شایسته پند رایگان را
شمارهٔ ۹
مگر بعین عنایت نظر فکند خدا
شمارهٔ ۱۰
چون سر زدند از پی تحریر خامه را
شمارهٔ ۱۱
فرزند دل افروز من ای بدر منیرا
شمارهٔ ۱۲
زبان و دیده گویا کرد و بینا
شمارهٔ ۱۳
که با دشمنان باشد او را صفا
شمارهٔ ۱۴
که باشد یکی در نسب اصل ما
شمارهٔ ۱۵
شهان عالم آرا و جوانمردان برمک را
شمارهٔ ۱۶
منت نگیرد ار چه فراوان دهد عطا
شمارهٔ ۱۷
که خجلت میدهد خلد برین را
شمارهٔ ۱۸
شعار بزرگان پیشینه را
شمارهٔ ۱۹
برهانندت از هزار بلا
شمارهٔ ۲۰
بگفتم جان ز بهر تست ما را
شمارهٔ ۲۱
بر طرب نه بنای کارت را
شمارهٔ ۲۲
ایزد آنرا نمیکند پیدا
شمارهٔ ۲۳
که آفتاب معاشت بدل شود بسها
شمارهٔ ۲۴
از سخنهای قدوه الشعرا