دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۸۶۵
بخاک درگه نوئین شهنشان کرتای
شمارهٔ ۸۶۶
که بینم شاه را از تو غباری
شمارهٔ ۸۶۷
چو بی جرم از کسی بد دیده باشی
شمارهٔ ۸۶۸
سپهر ازرقی گشت و مهر انوری
شمارهٔ ۸۶۹
پدر پیر گفت با پسری
شمارهٔ ۸۷۰
نیابد هیچ طاعن جای طعنی
شمارهٔ ۸۷۱
نکردم هیچ تقصیر و توانی
شمارهٔ ۸۷۲
نمیخواهم غنی گشتن بخواری
شمارهٔ ۸۷۳
چو دیدندم ز غم در اضطرابی
شمارهٔ ۸۷۴
که حمل افتد این شیوه بر بیهشی
شمارهٔ ۸۷۵
بگوش هوش رسانید موسم سحری
شمارهٔ ۸۷۶
علاء دولت و دین هندوی مبارک رای
شمارهٔ ۸۷۷
چه سنجد بمیزان من عنصری
شمارهٔ ۸۷۸
بسان خاک چنین خوار از پی آنی
نگار ما هر خم چون گره زند بر مویدل هزار در آرد بعقده هر موی
شمارهٔ ۸۸۰
صد همچو معن زایده و آل بر مکی
شمارهٔ ۸۸۱
نسیم صبا را بخواهشگری
شمارهٔ ۸۸۲
بمرادم نمیکند دوری
شمارهٔ ۸۸۳
هیچ زاهد نتواند که بنازد بروی
شمارهٔ ۸۸۴
و آنچه با کس کنی ز نیکوئی
شمارهٔ ۸۸۵
که هیچ سست قدم را نرفت پای از جای
شمارهٔ ۸۸۶
کجا دفنت کنم وقتی که روی از خلق برتابی
شمارهٔ ۸۸۷
گاهگاهی التفاتی سوی چاکر داشتی
شمارهٔ ۸۸۸
زان فزونم که در گمان آری