ناهید
ابن یمین فریومدی

مرا در خفیه دی میگفت یاری

شمارهٔ ۸۶۶

ابن یمین، دیوان اشعار، قطعات

اندازهٔ متن۲

مرا در خفیه دی میگفت یاری

که بینم شاه را از تو غباری

چه گفتی باز گو تا هست باقی

در آن حضرت مجال اعتذاری

بدو گفتم که تا اکنون جز اخلاص

بحمدالله نکردم هیچ کاری

ولی گفتم ازو لایق نباشد

پس از پیری شدن توزیع خواری

خصوصا در زمان شهریاری

کریمی نامجوئی کامکاری

چو باد مهرگانی زر فشانی

چو ابر نوبهاری در نثاری

چه نقصانست در مالش و گر هست

کجا شد همت عالیش باری

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها