دفتر شعر
۵۸۳ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۵۷۹
دیدیم قیامت را دیروز ز بالایی
شمارهٔ ۵۸۰
نگاه بر طرفی رفته و دلم جایی
شمارهٔ ۵۸۱
چمن و باغ بهار من و نوروز تویی
شمارهٔ ۵۸۲
«عالم الغیب و الشهاده» تویی
شمارهٔ ۵۸۳
خورشیدوضع و مهرو چون باده تندخویی
شمارهٔ ۱
به گردن نفس افتاده می روم از جا
شمارهٔ ۲
نه عرضش طول را ماند نه طولش عرض را همتا
شمارهٔ ۳
نازم آن چشم سیاه تو که دارد همه را
شمارهٔ ۴
گر همه موج شراب است که دام است اینجا
شمارهٔ ۵
به لب شیرین تر از حلوا به قد موزون تر از طوبا
شمارهٔ ۶
به پیچ و تاب درآورد آن کمر ما را
شمارهٔ ۷
مکن چون لاله پیدا در جهان داغ دل ما را
شمارهٔ ۸
فارغ شدم ز دنیا کردم نماز خود را
شمارهٔ ۹
بیهوده وانکردم قفل دهان خود را
شمارهٔ ۱۰
جذبهٔ سرشار ما از هم کند زنجیر را
شمارهٔ ۱۱
پامال شد مشک خطا در زیر پا شبدیز را
شمارهٔ ۱۲
چسان خواهد کشیدن با قلم مد بیانش را
شمارهٔ ۱۳
صید می کردم دل معنی شکار خویش را
شمارهٔ ۱۴
چشمی بد است رخنهٔ دیوار باغ را
شمارهٔ ۱۵
یارب مباد فاصله این اتصال را
شمارهٔ ۱۶
تا شد رفیقم درد او رفت از سرم گرد هوا
شمارهٔ ۱۷
بر سینه بسته دست طلب در دعا مرا
شمارهٔ ۱۸
از شراب تلخ غم، بیغم نمیسازد مرا
شمارهٔ ۱۹
پاس دارید خاطر هم را