ناهید
سعیدا

لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا

شمارهٔ ۱۷

دیوان اشعار، غزلیات

اندازهٔ متن۲

لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا

بر سینه بسته دست طلب در دعا مرا

تا همچو موج، نقش خودی را زدم بر آب

در سینه داده همچو گهر بحر، جا مرا

عشق تو روشناس نعیم و جحیم کرد

بیگانه کرد از دو جهان آشنا مرا

در عالم شمار منم کم ز هر چه هست

گردون به دیده چون نکند توتیا مرا

یک گندم درست سعیدا برون نشد

بی آبروی قسمت از این آسیا مرا

۵ بیت

منبع: چکامه

از همین دفتر

همهٔ شعرها