دفتر شعر
۱۰۴ شعر در این دفتر
تو ای گاه و دیهیم شاهنشهیکه بی تو مبادا مهی و بهی
کنون ای مرا ملت هوشمندچرایید در چاه غفلت نژند؟
بترس ای جهان جوی ایران خدایکه بعد از تو خیزند مردم به پای
تو تا باشی ای خسرو نامورمرنجان کسی را که دارد هنر
ندیدی تو این خامه ی تیز من؟نیندیشی از کلک خونریز من؟
به ایران مباد آن چنان روز بدکه کشور به بیگانگان اوفتد
سزد گر ازین حال عبرت بریگزینی تو، رسم و ره مهتری
چو آمد به بن این کهن داستانبنامیدمش نامه ی باستان