دفتر شعر
۷۷ شعر در این دفتر
ای به حسن آفت جهان که توییکه شناسد ترا چنان که تویی؟
گر تو آنجا که تویی انده ما داشتییدل ما در غم و اندوه چرا داشتیی؟
می دان که باز راه ستم بر گرفته ایکز پیش گوش زلف به خم بر گرفته ای
تا بسته بند زلف پریشان گشاده ایصد نافه مشگ بر گل خندان گشاده ای
انصاف دادهام که به خوبی یگانهایواندر جهان به حیله و افسون فسانهای