دفتر شعر
۸۵ شعر در این دفتر
ای نفحه روحپرور باد صبابویی ده از آن زلف دلاویز به ما
ای وعده بسی داده و ناکرده وفااز اهل وفا نباشد این شیوه روا
ای عارف سر من عرف در اسماآن کس که شناخت نفس بشناخت خدا
ساقی برو و مده شرابم امشبکز مستی چشم او خرابم امشب
در عین علی سر الهی پیداستدر لام علی هوالعلی الاعلاست
بینی تو هیات الف دارد راستابروی تو لام الف بود از چپ و راست
دینم (به) محمد و علی هست درستدر شوره زمین خارجی هیچ نرست
اسرار خدا به نزد آدم حرف استهم علم خدا به نزد خاتم حرف است
فرقان رخت که فرق فرقان بشکستموسی چو بدید لوح یزدان بشکست
بیخ شجر قدس مرا در جان استسر «انا» در میان او پنهان است
آن نقطه که نکته ای در او پنهان استآن نقطه وجود حوری و غلمان است
من مظهر نطق و نطق حق ذات من استدر هر دو جهان صدای اصوات من است
طوف سر کوی یار طاعات من استاوصاف جمال او مناجات من است
آنم که خدای محض در پشت من استوین قوت کاینات در مشت من است
آنم که جهان چو حلقه در مشت من استوین قوت حق ز پشتی پشت من است
ذرات جهان روشن از انوار من استعالم همه پرشور ز اقرار من است
آیینه جم عبارت از روی من است«والیل اذا» کنایت از موی من است
الله ز حال بندگان آگاه استپیغمبر مات رهنمای راه است
هر وصف که در شان کلام الله استخاصیت او تمام بسم الله است
در قاعده شریعت آگاه نبی استدر مرتبه حقیقت الله نبی است
خاصیت آن که در کلام ازلی استدر فاتحه دان که جمله «بسم » جلی است
در دایره وجود موجود علی استو اندر دو جهان مقصد و مقصود علی است
موصوف صفات قل هو الله علی استدر عالم معرفت شهنشاه علی است
در مملکت فضل خدا، شاه ولی استاز سر خدا با دل آگاه ولی است