دفتر شعر
۵۷ شعر در این دفتر
ایا خان زمان، کز بیم خشمت؛کند بهرام خون آشام لاوه
ای بسا خشم، که صد لطف عیان است ازوای بسا لطف، که صد زخم نهان شد در وی
ایا خان عاقل، که زنجیر منبه افسون و افسانه برداشتی
کریمی گر نباشد در زمانهبباید با لئیمان ساخت چندی
غریب آزار دزد ساوجی شدبه ساوه شحنه، نه هوشی نه هنگی
در ایام سلطان حسین، آنکه نامشسرآمد بعدل از سلاطین نامی
جهان مکرمت ای میرزا حسین که کردهز جان و دل فلکت بندگی سپهر غلامی
ای صاحب مهربان که فیضتبرخرد و کلان رسیده دانی
اصفهان، مصر بود و شد کوفهای که سر خیل کنیهورزانی