دفتر شعر
۲۹۳ شعر در این دفتر
یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتیبا کف از میخانه الطاف جامی داشتی!
آن روز وعده تو سرآمد نیامدینخل امید با ثمر آمد نیامدی
عارضت خورشید اوج دلبریصورتت رشک بتان آزری
با لب لعل تو طوطی نکند همسخنیبگذرد پیش تو از دعوی شکرشکنی
ای فلک داد از جفایت در چه حالم کردهای؟!راست بودم چون الف مانند دالم کردهای!