دفتر شعر
۱۲۰ شعر در این دفتر
کریم پارس و اصیل عراق شمس الدینزهی که ملک ز نام تو یافته اعزاز
زندگانی خسرو نقباباد چون مدت زمانه دراز
در طوس دوش گفتم خرم نیم چرایاریم گفت ساده دلا خرمی و طوس؟
دی یکی رقعه به نزد من رسید از صدر شاهوانگهی نام همایون شهنشه بر سرش
ای به حق شاهی که قدرت از علو مرتبتبر سر شاه فلک دیده ست پای تخت خویش
ای به همت بر آفتابت دستوی به رفعت از آسمانت فراغ
زمین با فلک گفت دوش از سر عجزو فی الله من کل حطب جنابک
به سعد طالع و فرخنده روز فرخ فالزماه ی شده وز سال خی و نون با دال
ز چشم از دل خویش خونت خوردمازان با غم جفت و از کام فردم
بی سایه تو مباد فرقمبی خاک درت مباد خوابم
سپهر قدرا دریادلا خداونداتوئی که غاشیه مهر تست بر دوشم
به حکم قاطع مخدوم سرور اسلامبهاء ملت و دین خواجه سپهر غلام
به حکم صدر معظم معین دولت و دینز گفته های خود او را نشان فرستادم
چه شد امسال یارب ای مخدومکه من رنج دیده مظلوم
صاحبا گرچه ز جودت شکر دارمپیش ازین واکنون به تو امیدوارم
ایا مبشر اقبال در ازل دادهبه یمن طالع سعدت بشارت عالم
خورشید چو از حوت سوی خانه بهرامبخرام از خانه سوی گلزار گه شام
گر ناله ای ازین دل پر غم برآورمشور از چهار گوشه عالم برآورم
به کف در باد و بر سر خاک دارمکه از تیغ قضا دل چاک دارم
ای سر آمد به هر مکان چو لقبوی ستوده به هر زمان چون نام
ننگ مردان اصیلک گوژوکز جهان باد نقش و نامش گم
فلک جناب و ملک خو عماد دولت و دینتوئی که جاه تو شد ملک جاودانی من
افتاده ام به دور زمانی که اندر اوکس را نمی رسد شکمی سیر از آسمان
خدایگانا آنی که شمع دولت توچراغ و مشعله چرخ را کند روشن