دفتر شعر
۶۴ شعر در این دفتر
چه خواهد اهل معنی زان عبارتکه سوی چشم و لب دارد اشارت
هر آن چیزی که در عالم عیان استچو عکسی ز آفتاب آن جهان است
نگر کز چشم شاهد چیست پیدارعایت کن لوازم را بدینجا
حدیث زلف جانان بس دراز استچه میپرسی از او کان جای راز است
رخ اینجا مظهر حسن خدایی استمراد از خط جناب کبریایی است
بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط استکه اصل مرکز دور محیط است
شراب و شمع و شاهد را چه معنی استخراباتی شدن آخر چه دعوی است
شراب و شمع و شاهد عین معنی استکه در هر صورتی او را تجلی است
خراباتی شدن از خود رهایی استخودی کفر است ور خود پارسایی است
بت و زنار و ترسایی در این کویهمه کفر است ورنه چیست بر گوی
بت اینجا مظهر عشق است و وحدتبود زنار بستن عقد خدمت
نظر کردم بدیدم اصل هر کارنشان خدمت آمد عقد زنار
ز ترسایی غرض تجرید دیدمخلاص از ربقهٔ تقلید دیدم
بود محبوس طفل شیرخوارهبه نزد مادر اندر گاهواره
بت ترسا بچه نوری است باهرکه از روی بتان دارد مظاهر
از آن گلشن گرفتم شمهای بازنهادم نام او را گلشن راز