دفتر شعر
۸۵ شعر در این دفتر
تا زچمن خانه زین بر زمیننخل برازنده اکبر فتاد
باز چرخ سفله پرور طرح دیگر می کشداز نیام شمر خنجر می کشد
به دشت کربلا سلطان دین را چون گذار آمدبرای قتلش از هر سو سپاه بی شمار آمد
شاهنشهی که برتر از عرش آستانشاز راه کینه بر خاک افکند آسمانش
چشم و دل از جمال تو گشت چو داد ایمنمشکر خدا که باز شد دیده بخت روشنم
عباس عمو جان تو مرو جانب میداندر فرقت خود جان من زار مسوزان
افق از عکس شفق باز به خون شسته جبینشیعیان ماتم کیست
خم شد از باد مخالف قد رعنای حسینای فلک وای حسین
شد نگون رایت عباس علم دار حسینبی علم دار و علم تا چه شود کار حسین
می کشد دیگر سپه سلطان کینغم قرین باز آمد اربعین
از کید اختر از جور گردون علیاز ظلم دشمن از بخت وارون علی
امشب اندر کربلا شور است و واویلا عیاناز غم نور دو چشم پادشاه انس و جان
آه از آن ساعت که شاه دین ره هیجا گرفتاز سر زین خشک لب در خاک و خون ماوا گرفت