دفتر شعر
۱۹۰ شعر در این دفتر
جمله ادراکات بر خرهای لنگاو سوار باد پران چون خدنگ
فرشته ای است بر این بام لاجورد حصارکه پیش آرزوی بیدلان کشد دیوار
حلقه ای گرد خویشتن بکشمتا نیاید درون حلقه پری
گرت از دست برآید دهنی شیرین کنمردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
آدمی در عالم خاکی نمی آید بدستعالمی از نو بباید ساخت وزنو آدمی
تیغ سگ کش سرودم را به سر افروخته بهآخور گیتی از این خرگله پرداخته به
کار نه این گنبد گردان کندهر چه کند همت مردان کند
آسمان با صد هزاران دیده چندان کور نیستتا ترا بیند به دست دیگری ندهد لگام
مبادا آنکه او کس را کند خوارکه خوار او شدن کاریست دشوار
آنچه گویند مگو بدتر از آن خواهی گفتهر چه گویند مکن بدتر از آن خواهی کرد
به کف پیاله به گلشن روم چسان بی توچه خون چه باده چه گلخن چه گلستان بی تو
مرا در گوش جانان از زبان خود سخن بایدچو راز از دل دگرگون گوش و دیگرگون دهن باید
سرتا سر دشت خاوران سنگی نیستکز خون دل و دیده بران رنگی نیست
در بزمگاه مرد و می، گوران نهادستند پیبر جای چنگ و نای و نی آوای زاغ است و زغن
ز روزگار بنالید می به مردم ازین پسبر آن سرم که ز مردم به روزگار بنالم