دفتر شعر
۵۸ شعر در این دفتر
رامشگر این ترانه خوشدستان زن این سرود دلکش
محمل بند عروس این رازآهنگ حدی چنین کند ساز
طغراکش این فراقنامهاین رشحه برون دهد ز خامه
مستیش ز باده بود نز جاماز جام رمیده شد سرانجام
فهرست نویس این جریدهبر خاتمت این رقم کشیده
لیلی چو ز داغ مرگ مجنونچون لاله نشست غرقه در خون
چون از نفس خزان درختانگشتند به باد داده رختان
گیتی که نشیمن زوال استآسوده دلی در او محال است
از فضل و ادب دهد قبولتدارد نگه از ره فضولت
هر چند چو بحر تلخکامیاین کام تو را بس است جامی