دفتر شعر
۳۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
ضایع آن دیده که بر طلعت زیبائی نیست
شمارهٔ ۵۰
وفا و عهد قدیمت مگر فراموشست
شمارهٔ ۵۱
چشمم ز غمت چشمه ی یاقوت روانست
شمارهٔ ۵۲
یا روضه ی خلدست که رضوان من آنجاست
شمارهٔ ۵۳
کاندر شکرستان شکری بی مگسی نیست
شمارهٔ ۵۴
وز غم عشق تو در شهر چه غوغاست که نیست
شمارهٔ ۵۵
چه خطا رفت که ابروی کژت چین بگرفت
شمارهٔ ۵۶
نظری کن که به جانم خطر از بیماریست
شمارهٔ ۵۷
درد غم عشق تو درمان ماست
شمارهٔ ۵۸
و آشوب چین زلف تو در هر ولایتیست
شمارهٔ ۵۹
اهل دل را قبله محراب خم ابروی تست
شمارهٔ ۶۰
وان نه زلفست و بناگوش که شام و سحرست
شمارهٔ ۶۱
چشمم از عکس جمالش لاله زاری دیگرست
شمارهٔ ۶۲
گفت خاموش که آن فتنه دور قمرست
شمارهٔ ۶۳
سروم از ریحان تر برگل نقاب انداختست
شمارهٔ ۶۴
در حلقه آن کمند دلاویز خوشترست
شمارهٔ ۶۵
داریم تمنّای کناری ز میانت
شمارهٔ ۶۶
لفظ خوشت زلؤلؤ منثور خوشترست
شمارهٔ ۶۷
ما را چو دود بر سر آتش نشاند و رفت
شمارهٔ ۶۸
در آمد همچو شمعی شمع دردست
شمارهٔ ۶۹
وی مرغ سلیمان خبر آخر ز سبا چیست
شمارهٔ ۷۰
فریب چشم تو ناموس سامری بشکست
شمارهٔ ۷۱
شکّرست آن کام جان یا لعل شکر خای دوست
شمارهٔ ۷۲
رحم آر که خون در دلم افتاد ز دستت